مدیریت
بينش مدير : در مدیریت اسلامی، «مباحث بینشی» نقش کلیدی را دارند، زیرا راه و رسم مدیریت صحیح، و روش های برخورد با دیگران، همه به نوع بینش و گرایش مدیر مربوط می شود
بينش مدير : در مدیریت اسلامی، «مباحث بینشی» نقش کلیدی را دارند، زیرا راه و رسم مدیریت صحیح، و روش های برخورد با دیگران، همه به نوع بینش و گرایش مدیر مربوط می شود
ويژگيهاي مدير ازپيامبر اعظم (ص)
:
تقوا، که او را به خدا متصل نمايد و از موج هاي شيطاني بر خاسته از هواهاي نفساني دور نمايد.
سعه صدر که زمينه ظرفيت روحي و رواني او را ارتقا بخشد
مهارتهاي ارتباطي که بتواند همکارانش را همچون پدري مهربان در زير چتر محبت خويش قرار بدهد.
بينش مدير :
در مدیریت اسلامی، «مباحث بینشی» نقش کلیدی را دارند، زیرا راه و رسم مدیریت صحیح، و روش های برخورد با دیگران، همه به نوع بینش و گرایش مدیر مربوط می شود
معیارهاي حضرت امیرالمؤمنینعلیه السلام براي گزینش مدیران :تقوی، ایمان، عدالت، امانتداری، ترس از معاد، قدرت و توانائی لازم، قاطعیّت، مسئولیت پذیری
پيامبرمكرم(ص)ومديرشايسته :
هر گاه حاکم بزرگ فردی را به عنوان مدیر و کارگزار انتخاب کند، در حالی که می داند در جامعه اسلامی شایسته تر از او و آگاه تر از او به کتاب خدا و سنت رسول هست ، او به خدا و رسول او و تمام مسلمانان خیانت ورزیده است
اميرالمومنين (ع) وچشم روشني زمامدار
:
ای مالک! مهر و محبت تو به افراد زیردست دلهای آنها را متوجه تو می کند و آنچه موجب چشم روشنی زمامدار می شود 2 چیز است: یکی برقراری عدالت ، دومی ابراز علاقه به آنهاست
حضرت علي (ع)ومدير بامردم :
برای مراجعان خود وقتی مقرر نما، به نیاز آنها شخصا رسیدگی کن ،
مجلس عمومی و همگانی برای آنها تشکیل بده و در را به روی هیچکس نبند و به خاطر خداوندی که تو را آفریده تواضع کن
و لشکریان و محافظان و پاسبانان را از این مجلس دور ساز تا هر کس بدون ترس و لکنت سخنان خود را با تو بگوید
مولا اميرالمومنين :مديريت امانت است
:و ان عملك ليس لك لطعمة و لكنه فى عنقك امانة و انت مستدعى لمن فوقك . ليس لك ان تقتات فى رعية و لا تخاطر الا بوثيقة و فى يديك مال من مال الله عز و جل و انت من خزانه حتى تسلمه الى و لعلي ان لا اكون شر ولاتك لك و السلام;
مديريت و حكمرانى براى تو طعمه نيست; بلكه امانتى بر گردن تو است و كسى كه از تو بالاتر است از تو خواسته تا نگهبان آن باشى .
وظيفه ندارى كه در كار مردم به ميل و خواسته شخصى خود عمل كنى، يا بدون ملاك معتبر و فرمان قانونى، به كار بزرگى دستبزنى .
اموالى كه در دست توست از آن خداوند مىباشد و تو خزانه دار هستى تا آن را به من بسپارى . اميدوارم كه براى تو بدترين فرمانروا نباشم . و السلام
توصیه ارسطو به اسکندر
میگویند اسکندر قبل از حمله به ایران درمانده و مستأصل بود. از خود میپرسید که چگونه باید بر مردمی که از مردم من بیشتر میفهمند حکومت کنم؟یکی از مشاوران میگوید: «کتابهایشان را بسوزان. بزرگان و خردمندانشان را بکش و دستور بده به زنان و کودکانشان تجاوز کنند».
اما ظاهراً یکی دیگر از مشاوران (به قول برخی، ارسطو) پاسخ میدهد:
«نیازی به چنین کاری نیست. از میان مردم آن سرزمین، آنها را که نمیفهمند و کم سوادند، به کارهای بزرگ بگمار.
آنها که میفهمند و باسوادند، به کارهای کوچک و پست بگمار.
بی سوادها و نفهم ها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواهند داشت.
فهمیده ها و با سوادها هم یا به سرزمینهای دیگر کوچ میکنند یا خسته و سرخورده، عمر خود را تا لحظه مرگ، در گوشه ای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد...».
(منبع:بنياد فلسفه سياسي غرب، حميد عنايت ص 81 به نقل از طبقات الاطباء و الحكماء)